اگر مفهومش را دریابید، بهشتی می بینید
اگر مفهومش را دریابید، بهشتی می بینید
امیر نمازی (معلم نوشتن و نویسندگی خلاق)
می خوام بنویسم، بیشتر از دیروز و هزار و یک روزی که قلم به دست بودم و به این و سو و آن سو چشم چراندم! در آن ۲۱ روز بیماری که از یک طرف کمر حال ایستادن نداشت و سر از سوزش آرام نمی گرفت، دانستم که چه قدر از نوشتن فاصله گرفته ام و چه روزها و شب هایی که می توانستم یکی بیشتر بنویسم و کم کردم؛ این متن و حسی که در آن جریان دارد، چه بسا شرح امروز یا فردای شمای خواننده باشد...
نوشتن به هر روز نوشتنش، نوشتن است و با کم و زیاد کردن اشتباهی اش، از رمق می افتد! نوشتن جان دارد. روحی خوش پرواز دارد و دوست ابدی الهه الهام است. نوشتن را باید صادقانه دوست داشت. صادقانه، عاشقانه و از صمیم جان؛ وگرنه به آن خیانت کرده ایم و کذب گفته ایم که جانمان بی آن در می رود...
هر روز باید بیشتر و با قدرت تر به سر سفره واژگان و احساس بازگشت و سفید کاغذی را به رنگ و مزه درآورد؛ وگرنه آن روز، از شب تار هم تاریک تر است.
دلِ نویسنده تنها با نوشتن زنده است و آرام می گیرد. اگر خود را نویسنده می دانید، هیچ روزی بی سجده بر دامان قلم روز نگذرانید که ثانیه ثانیه اش مفت نیارزد. قلم را سفت در دست بگیرید. برای ساخت و خلق اثر بجنگید و لحظه ای کمر خم نکنید. عمر انسان به مویی بند است و شاید از سر و پشت همان اثری که ساده میگذرید، دیگر اثری درنیاید و آخرین لحظات عمر هنری باشد. چه کسی از فردایش خبر دارد؟ چه کسی می داند که تا پایان عمر چه تعداد می نویسد و چگونه مهر پایان می زند؟ این ترس همیشه بر ماست و رهایمان نمی کند؛ پس این توصیه اول به خود است و بعد به شمایی که تا این خط و واژه پیش آمده اید، هیچ گاه اردوگاه نوشتن را ترک نکنید و هیچ زمان با بی میلی و لب هایی ورچیده، گام برندارید. چرایی اش را می خواهید؟ هر که میل رفتن کرده است، به سختی بازگشته و کفش های رها شده اش را یافته است و توانسته یک خط، تنها یک خط همچون روزهای حضور و وجودش بنگارد...
هر که هم بی میل و رمق مانده و گاه نوشته و گاه گذر کرده است، ناشکر تلقی شده و آرام آرام جوهره نوشتن از وجودش بیرون رفته است. جوهره نوشتن، همان ذوقی است که شما را بلند می کند تا یک خط برجای بگذارید و همانی است که دل شما را دلتنگ نوشتن می کند و این گنجی است نایاب که تنها یکبار دست شما داده شده و ما به ازایی نداشته و نخواهد داشت...
حسش کردم...
درست زمانی که فکر نمیکردم به این نقطه رسیدم.
زیبا بود👏