وبلاگ نوشته های امیر نمازی (معلم اول)

نوشته های ادبی، آموزش نویسندگی خلاق، تجربه ها، آموخته ها، داستان ها و هر چه با واژه عجین است

وبلاگ نوشته های امیر نمازی (معلم اول)

نوشته های ادبی، آموزش نویسندگی خلاق، تجربه ها، آموخته ها، داستان ها و هر چه با واژه عجین است

وبلاگ نوشته های امیر نمازی (معلم اول)

نوشتن، زیباترین حسی است که تا سالیان سال باقی می ماند. هرکس می تواند بنویسد اما هرکس نمی تواند نویسنده شود و اثر برجای بگذارد. این وبلاگ، تلاش دارد تا عشق و شور نوشتن و نویسندگی را در شما ایجاد کند، پرورش دهد و با تراشی، فردای ادبیات را پربارتر کند. بیایید ادبیات و نوشتن را صادقانه دوست بداریم...

آخرین نظرات

فقط بنویس، همین و بس

چهارشنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۱، ۰۳:۳۰ ب.ظ

 

شما چیزی برای ارائه ندارید، لطفاً بی‌ تعهد کار کنید!

توصیه ای از امیر نمازی (معلم نوشتن و نویسندگی خلاق)

 

 

ای‌کاش می‌ شد این جمله یا تلنگر و تذکر را به هزار و یک تازه‌ کار و تازه نفس نویسندگی گفت که هنوز نیامده، بیش از قُدما خود را نویسنده معرفی می‌کنند و در قدم بعدی تمرین‌ های من‌درآوردی یا کپی شده منتشر و جمعی را هیجان زده یا پر غرور می کنند!! این را بپذیرید که شما چیزی برای ارائه ندارید و بهتر است بدون غرور و تعهد پوشالی که تنها خودتان آن را می‌ بینید، بنویسید و آرام آرام رشد کنید. ایراد کار بسیاری‌ همین است که کاری به جاده درست و ایمن ندارند و باید برای خودشان جاده اختصاصی و من‌درآوردی داشته باشند که تنها قدم گاه خودشان باشد و بس.

 

لحظه‌ای تفکر: این راه، تاکنون چه دستاوردی داشته است؟

من پاسخش را می دهم و شما بدون هرگونه غرور و تعصبی بخوانید و دمی به آن فکر کنید: هیچ...!

این هیچ، تبلی میان تهی است که امروز، زده می شود و ماه‌ ها و سال های بعد، زمانی که انگیزه و انرژی تان ته کشید و دیگر آهی در بساط نوشتاری نداشتید، صدا می کند! شاید این نوشته و توصیه را بی ارزش خطاب کنید اما حقیقتی است روشن و قابل دفاع...

 

نمونه‌ های هزار رنگی دیده‌ ام و این حقیقت را بازگو می کنم که شما هیچ تعهدی ندارید و بهتر است به دور از خودنمایی و جمع کردن فالور (دنبال کننده) و لایک (پسند مجازی) یا هر چیز دیگری که شما را بیشتر از اصل کار دور می کند، بروید گوشه ای بنشینید و در آرامش بنویسید. بسیاری هنوز نیامده، میل دارند در همان سن هجده و بیست و بیست و سه سالگی، رخت استادی (!) بپوشند و از چنته خالی و کتاب‌های بازی که شاید پیش رو داشته باشند، بگویند و آفرین بشنوند!

این سیاه قصه ای است که هزار و یک نمونه دیده ام و افسوس خورده ام که یک فرد، چرا در زمانی که می تواند در آرامش بنشیند، بنویسد، تجربه کسب کند و فردایش را رنگین‌تر کند، همه چیز را کنار می زند و دست به تظاهری مجازی و خود خورنده می زند. آیا این افراد، می دانند چه استعدادهای ناشکفته ای را کج می‌ کنند یا برجی کج می سازند که جز خراب کردن و عمر رفته چیز دیگری باقی نمی ماند؟ همه این موارد، از زنجیره همان عجله ای است که جز نابودی خود و جاده و راه، چیز دیگری ندارد.

 

  • در سال ۱۳۹۸ شاگردی داشتم که هنوز یک داستان غلط هم در کارنامه نداشت و تنها بر پایه چند تمرین بی ارزش گروهی تلگرامی، با مرکزی قرارداد تدریس نویسندگی و ویراستاری بسته بود بی‌آنکه تفاوت فعل و فاعل را بداند یا یک داستان نوشته شده داشته باشد.
  • نمونه دیگر: دختری که در ۱۴ سالگی، سه رمان (!!!) نوشته و چاپ کرده بود و برایش جشن امضایی گرفته بودند. در همان سن ۱۴ سالگی، کارگاه نوشتن داستان و رمان برگزار می‌کرد و همه جا او را مدرس می شناختند...!!!
  • نمونه دیگر: دختری در سن ۱۹ یا ۲۰ سالگی، به واسطه یک مجله و کانال تلگرامی زرد، کلاس‌ های نویسندگی خلاق (!!!) تشکیل داده و عضو یابی می کرد و در هر جایی، تبلیغش را می دیدید...!!

 

خوب به این چند نمونه و سن اعلامی توجه کنید؛ این ها چند پرسش و تلنگر به وجود می آورند:

۱. یک دختر ۱۴ ساله، چه میزان آموخته و تجربه دارد و چگونه می تواند یکی بهتر از خود بسازد؟

۲. یک دختر ۱۹ تا ۲۰ ساله، چطور پله‌های نویسندگی را طی کرده که در شروع جوانی و شکل گیری روحیه هنری، به سطح چندم نویسندگی رسیده که میل تدریس نویسندگی خلاق دارد؟

۳. فردی که نمونه مجازی و اینستاگرامی اش بسیار است، چگونه بدون کارنامه و حتی نوشتن یک داستان، می تواند میل تدریس و آموختن پیدا کند؟ از این چنین مواردی چه کسانی در خواهد آمد و این زنجیره اشتباه تا به کجا ادامه می یابد؟

 

این ها وقایعی است که هیچ کس بازگو نمی کند و جهنمی راه می اندازد که هزار استعداد ناشکفته، به خاطر هیجان های این گروه زرد و آن جمع تلگرامی، می سوزند و خاکستر می شوند؛ این حقیقت جای تامل دارد که در میان این ها، شاید شاهکارهایی بوده و می توانسته خلق شود که در دم از بین رفته است...!

به این حقیقت بازمی‌ گردم: نویسنده سال ها طول می کشد تا به پوسته اولیه و اصلی خود برسد؛ در ابتدای راه شما چیزی برای ارائه ندارید، پس به خاطر خودتان گوشه ای بنشینید و بدور از هیجان های سبک و سنگین، درست بنویسید. فقط نوشتن و بس...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی