از محفظه خرده فکرها چه می دانید؟
خرده فکرهایتان را گاه به گاه تخلیه کنید
یادداشتی کوتاه از امیر نمازی
می خواهم از دردی بگویم که مانع هزار و یک فکر خوب و نو رسیده می شود و بی شک، یا هماکنون به آن مبتلا هستید یا گاه گداری آزارتان می دهد! بگذارید کمی مقدمه چینی کنم تا ذهنتان هشیارتر شود...
دستگاههای کپی و پرینت را از نزدیک دیدهاید؟ یک محفظه تخلیه دارند که محل پودرهای بیارزشی است و هر از چند گاهی باید تخلیه شوند وگرنه به دستگاه آسیب میزنند و تمامی کاغذها را پر از دوده ها و کثیفی می کنند! ذهن ما نویسندهها هم دقیقا این چنین محفظهای دارد که گاهگداری از شدت پُر شدگی و انباشت اطلاعات غلط و درست، مانعی بر سر راه نوشتن میشوند و هر آرامش و اشتیاقی را سر می بُرند؛ فکر نکنید این حرف ها را از پشت کوه آورده ام یا وسیله ای برای جلب نظر نوشته ام! خیر...
من نام این اختلال و گرهِ ذهنی را " اختلال خرده فکرها " میگذارم. آنها کارشان را خوب بلندند و می توانند برایتان مشکلات زیادی ایجاد کنند. نشانههای این اختلال شاید با سردرگمی شدید و انی، رها کردن یکباره و چند باره متن یا حتی نویسندگی، بی خیالی در نوشتن و... بروز کند. در زمان دیدن این چنین حالاتی، سعی کنید ذهنتان را آزاد بگذارید و سریع، به آن محفظه رجوع کنید و با پیاده کردنش، هر چه در آن گیر کرده را بدون هر ترحم و حساسیتی خالی کنید.
حتماً میگویید چگونه؟ کار راحت است. قرار نیست کوه را جابجا کنید یا اژدها از دلِ زمین بیرون بیاورید، تنها کافی است که: کاغذی سفید جلویتان بگذارید و هر خُرده فکری که در ذهنتان گیر کرده است را به صورت کوتاه و بلند و بدون جزئیات چند صفحه ای!! روی سفیدی پخش کنید تا ذهنتان کامل تخلیه شود و راه را برای بروز فکرهای جدید باز کند. این اختلال، نتیجه ای درخود پیچنده دارد. فرد، آن قدر در خودش و میانه آن فکرهای رنگارنگ می پیچد که دیگر صدایی از او درنمی آید!
این تکنیک تخلیه (که شاید ابداعی و جدید هم باشد) را با دستگرمی های آزاد و صبحگاهی یکی نکنید! این جداست و آن جدا! عادت بدی که بسیاری دارند این است که رنگ طلایی خورشید را به دلخواه خودشان تغییر می دهند و بعد، شکوه و گلایه می کنند که چرا زشت شد و نور خوب نمی دهد و...!!
متن بالا را یک دورِ دیگر بخوانید و مرور کنید. قواعدی که برشمردیم را به میل زودگذر خود تغییر ندهید و همان طور که هست، انجام دهید تا ۱۰۰ درصد تاثیر را به دست آورید. این اختلال، حواس پرتی بسیاری می آورد و قطعاً با این راهکار، می تواند قدری حال شما و ذهنتان را خوب کند...
پس:
هر زمان که فکردانتان، پُر شد و با خُرده فکرهای بی ارزش گلاویز شدید، به جای آن که خودتان را خسته کنید یا چمدان به دست درجا بزنید و با هزار و یک غُر غُر، روحیه هنرمندیتان را تضعیف و متلاشی کنید؛ کاغذ سفیدی را پیش رویتان می گذارید و خرده فکرهای آزاردهنده ای که ذهنتان را سنگین کرده و حال خوب را از شما ربوده است را به صورت تیتروار یا به صورت خیلی کوتاه روی کاغذ میآورید تا ذهنتان بتواند نفسی بکشد.
قصد و نیت تنها تخلیه است؛ درست عین همان دستگاه های کپی و پرینت که یک محفظه تخلیه دارند و پودرهای با ناخالصی بالا که آسیب زا هم هستند را در خود جمع می کند و در زمانی طلایی باید آن ها را تخلیه کنید؛ پس خودتان را با چند ده صفحه نویسی خسته نکنید. اگر به اندازه تخلیه نشوند، به درون می پیچند و آن وقت کارتان درمی آید و هزار مصیبت بروز می کند! نکته آخر را دوباره بازگو می کنم: قاعده را نشکنید و به میل خودتان هم انجام ندهید تا اثرش معکوس نشود و عین هزار و یک چیز که تاکنون رهایش کردید، رهایش نکنید...